نپـرس حالِ دلم را ، ... که زیر بارِ غمی ستکه پُشتِ خنده ی من ، داغِ هجرتِ صنمی ستمـن از درازیِ عُمــرِ عَبـث ، نمـی نالمکه دَرد ، بی تو زیاد است و عُمر ، بی تو ، کَمی ستبیا که کوچه ی ما را غُبار ، ...
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور
دلم به مویِ تو ، مانند جان که با نَفَسشبه جز تو خسته شد از هر هَوا و هر هَوسَش!مرا اسیرِ خودت کرده ای و بی خبری ...کُجا کنار می آید ، پرنده با قفسش؟به باغبانِ خودت ، ای گُل! ... اعتماد نکنکه سمتِ گل ن
برچسب:
نویسنده: سپیده میرزاپور